ه. كالبدشناسي، وظايفالاعضاشناسي، گياهشناسي و طب هلنيستي نيكاندر
نيكاندر كولوفوني1 در كولوفون ايونيه تولد يافت و احتمالاً در حوالي 275 برآمد. او شاعر تعليمي و شباني يوناني، معاصر آراتوس و تئوكريتوس، كاهن معبد آپولو در كلاروس، در نزديكي كولوفون، داروگر و زهرشناس بود. آثار زيادي به شعر و نثر بدو منسوب است. از آن ميان مجموعهاي از معالجات، و پيشبيني بيماري؛ رسالاتي در كشاورزي؛ در زنبورداري؛ و دربارهٴ ترياقات2؛ منظومهاي در 958 بيت دربارهٴ جانوران سمي، تأثير سمومشان، و پادزهر آنها؛ الكسيفارماكا3 منظومهاي در 630 بيت مربوط به سموم بهطور كلي است، كه از 21 سم مختلف بحث ميكند و درمانشان را شرح ميدهد. در دو منظومه 125 گياه ذكر شده است. نيكاندر اول كسي بود كه از استفادهٴ درماني از زالو سخن گفت.
هروفيلوس
هروفيلوس4 در ثلث آخر سدهٴ چهارم در خالكدون5 زاده شد و در عصر بطليموس اول در اسكندريه برآمد. او بنيانگذار كالبدشناسي به صورت يك نظام علمي است، و بزرگترين كالبدشناس عهد قديم، و پس از بقراط و جالينوس، بزرگترين پزشك باستاني است. شاگرد پراكساگوراس بود. گويند (به قول جالينوس) او نخستين كسي بود كه (علناً) به كالبدشكافي انسان اقدام كرد. او بسياري مشاهدات كالبدشناسي تازه و درست انجام داد و فن و اصطلاحات كالبدشناسي را بهتر كرد. نمونههايي از كارهاي كالبدشناسي اوست: توصيف جزء به جزء مغز (مخ و مخچه، پردههاي مغز6 و چرخشت هروفيل7)، تميز ميان وترها8 و اعصاب، شناخت كار اعصاب، توصيف خوبي از اعصاب بينايي چشم، از جمله شبكيه، توصيف بسيار بهتري از دستگاه عروقي، تسميهٴ اثني عشر، توصيف دقيق كبد، غدد بزاقي، لوزالمعده، اندامهاي تناسلي، مشاهدهٴ رگهاي خيلوسبر9. تمايز آشكار ميان سرخرگها و سياهرگها (سرخرگها شش بار ضخيمتر از سياهرگهاست، آنها حاوي خون است نه هوا، و بعد از مرگ باز و خالي ميشود).10